محمد رضا نصيرى
149
اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )
شاهنشاهى انضمام يابد و پادشاه اسلام پناه را در رد و قبول آن مختار ساختند . و در نامهء شريف همايون كه در اين وقت از آن دولت و الا مصحوب جناب افتخار الاماجد و الاعيان زبده الافاخم و الاقران نظيف افندى عز وصول يافت آندراج يافته بود كه ، اگر چه نظر به مآثر مجهوره و مساعى مشكوره كه از اين طرف در ازاله و ازاحهء آثار بدع به ظهور پيوسته دولتين عليتين را متحد مىدانيم ، ليكن نظر به قانون دولت عثمانى اين مراتب را با وزراء عظام و علماء اعلام مشورت فرموديم قبول آن را منافى مغاير نظام دولت دانستند . به نحوى كه مواد سابق منسوخ شده از اين مطلب نيز براى مزيد الفت و التيام در گذشته بنابر مصالحه ايام خديو خلد مرابع سلطان مراد خان را گذاشته شود تا دوستى و محبت در ميانهء دو دولت عظمى و اخلاف گرام در عرصه روزگار باقى پايدار بماند . و براى استقرار اين امر از جانب آن دولت و الا عاليجاه وزير معظم و دستور مكرم و مشير مفخم احمد پاشاى والى بغداد و بصره و افتخار الاماجد مشار اليه مامور ماذون و عاليجاه مشار اليه نيز عزت نصاب محمدت اياب ولى افندى كاتب ديوان را از قبل خود به معيت افندى سالف الذكر روانه اين دربار عظمت مدار سپهر نمون ساخته مشار اليها ما بين قزوين و طهران وارد اردوى معلى و شرف اندود تلثيم سده سينه عليا گشتند . و از جانب اين دولت عليه نيز كمترين بندهء آستان خلافت نشان شاهنشاهى مامور گشته از آنجا كه اعليحضرت پادشاه اسلام پناه وعدهء محبت دائمى و دوستى مخلد فرموده نواب همايون شاهنشاهى نيز آن حضرت را برادر بزرگ دانسته پاسدارى رضاى خاطر همايون آن حضرت و آرامش اهل اسلام را اهم مطالب و اعظم مآرب مىشمردند . لهذا بعد از وصول نامه همايون مامول پادشاه اسلام پناه را متلقى به قبول فرمودند و به موجب امر اقدس بناى مصالحه بر يك اساس و شرط و سه ماده و تذييل و خاتمه بدين نهج قرار يافت . اساس صلحى كه در زمان خاقان جنت مرابع سلطان مراد خان واقع شده فى ما بين دولتين مرعى و حدود و سنورى كه در ميانه مقرّر بود به همان سنور معتبر و تغيير و خلل در اركان آن راه نيابد شرط من بعد فتنه نائم و تيغ در نيام بوده آنچه لايق شان طرفين و مقرون به صلاح و خيريت دولتين باشد در جميع مواد معمول و از امورى كه مهيج غبار كدورت و منافى مصالحه و مسالمه باشد اجتناب شود . ماده اولى : حجاج ايران كه از راه بغداد يا شام عازم بيت الله الحرام باشند . ولاه و حكام سر راه آنها را محل به محل سالمين آمنين به يكديگر رسانيده صيانت حال و مراعات احوال ايشان را منظور دارند .